تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


    دلتنگم برای خانه ی سابق....برای قربان صدقه هایش..برای انرژی اش..برای نازمان را کشیدن...برای شادی اش...برای مامان بودنش......نزدیکهای صبح بعد چهار ساعت خوابیدن ، انگار که نخوابیده باشم ... بیدار شدم ... این روزها بدجوری هواش به سرم زده ...

    تنها کاری که کردم به سر خاکش رفتم و های های گریستم و اما من بودم و تنهایی و زوزی باد... حرفهایم را بهش گفتم اما صدایی نبود ....

    خدای من شکرت ... تنها کلمه یی که بعد از هر آه و افسوسم ُ هر اشک و لبخندم و دلتنگیم ُ تنهایی ام به سراغم می آید.

                                 .... خدایا سپاسگزارم ....


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ,

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 2 خرداد 1396

تبلیغات

ads2

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر